لسان الملك سپهر
601
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
ذكر وقايع سال اول هجرت رسول اللّه [ هجرت رسول اللّه ] از مكه به مدينه كه شش هزار و دويست و شانزده ( 6216 ) سال شمسى بعد از هبوط آدم عليه السّلام است ، و اين سال را سنة الاذن بالرّحيل گويند و در اين كتاب مبدأ تواريخ همهء جهانيان و جمله وقايع روى زمين ، سال هجرت محمّد مصطفى صلى اللّه عليه و آله و سلّم مىباشد . اضعف عباد حضرت يزدانى و احقر خدّام درگاه سلطانى ، محمد تقى لسان الملك مستوفى چنين مىنگارد كه : در كتاب اول ناسخ التّواريخ به شرح رفت كه مردم مدينه در عقبه مكّه با رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله عقد بيعت و شرط متابعت استوار كردند كه : جنابش را در مدينه مانند تن و جان خويش حفظ و حراست فرمايند ، و آنچه بر خويشتن نپسندند از بهر او پسنده ندارند . چون اين معاهده مضبوط شد ، مردم مدينه به وطن خويش بازشدند و كفار قريش از پيمان ايشان با پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آگاه گشتند ، و اين معنى بر كيد و كين اين جماعت برافزود ، و بر زحمت و ضجرت « 1 » آن حضرت و اصحاب او برافزودند چندانكه كار بر ايشان سخت شد و سكونت در مكّه صعب نمود . لا جرم رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله اصحاب را رخصت هجرت داد و فرمود كه : دار هجرت شما را معاينه كردهام و آن نخلستانى است كه به ميان دو كوه اندر است . و هم در خبر است كه فرمود : در خواب ديدم كه مهاجرت كردم از زمين مكّه به زمين نخلستان ، گمان دارم كه آن زمين تهامه « 2 » يا هجر « 3 » باشد ، و آن خود مدينه بود .
--> ( 1 ) . ضجرت : دلتنگى ( 2 ) . تهامه ، به كسر اول : ابتداى اراضى حجاز تا نجد را گويند و حجاز را از آن جهت حجاز - گويند كه حاجز شده است ميان تهامه و نجد . ( 3 ) . هجر : به فتح اول و ثانى نام قريهاى است از قراى مدينه .